نویسنده: مصطفی حافظی

کارآفرینی و استارتاپ

در این مقاله می خواهیم به بیان خلاصه ی کتاب «در همه چیز فوق العاده باشید» بپردازیم. مطالب این کتاب ارزشمند، 4 رمز دگرگون کردن روند کار و زندگی را به شما خواهد آموخت. با ما همراه باشید.

چکیده مطالب

1-  چگونه فرهنگ حاکم در بسیاری از شرکتها مانع عملکرد موثر کارکنان میشود.

2- چرا اگر شغل کارکنانتان نیازهای، احساسی، ذهنی و روحی آنها را برطرف کند برایتان بهتر کار خواهند کرد.

3- کارمندان چه کارهایی میتوانند انجام دهند تا بتوانند این نیازها را برطرف کنند و عملکرد بهتری داشته باشند.

شما می توانید با یک تست ساده قدرت مدیریت و شخصیت کارآفرینی خود را بسنجید! کافیست روی دکمه مقابل لیک کنید.
 

کار با حد اکثر توان و سرعت

تکنولوژی های نوین فشار کاری را افزایش می دهد، توقع دارد بیشتر و سریعتر کار کنید و باعث میشود همیشه هر جا در دسترس باشید حتی اگر در خانه یا مسافرت باشید. تکنولوژی ها به منظور ساده تر کردن کارها ایجاد شدهاند ولی کاملا برعکس، با کم کردن تمرکز کارمندان، کار کردن را دشوارتر کرده است. بعلاوه ساختار یک روز کاری باعث می شود شما یا کارمندانتان نتوانید از قدرت عملکرد و نیروهای جسمی و ذهنی خود به خوبی استفاده کنید.

روشی که کارهای خود را انجام می دهید خوب جواب نمی دهد چون بیشتر کارفرمایان فرض می کنند که کارمندانشان هم مانند ماشین ها به صورت خطی و در بازه های زمانی طولانی خوب کار می کنند. ولی انسان ها کامپیوتر نیستند. مردم زمانی حداکثر عملکرد خود را دارند که مدتی را به شدت کار کنند و سپس استراحت کنند، دوباره کار شدید سپس استراحت دوباره و با روند مناسبی بین این دو حالت تغییر وضیعت دهند. ولی شرکت ها غالبا توجهی به روند طبیعی کار و نیازهای شخصی کارمندان و مدیران ندارند و انتظار پشتکار و تلاش دارند. برای کمک به مردم برای بهبود کارایی به چهار نیاز اصلی آن ها توجه کنید:

  • استقامت بدن: بازیابی مرتب انرژی برای سالم و سرحال ماندن.
  • امنیت احساسات: احساس مورد احترام بودن و دوست داشته شدن.
  • بیان عقاید ذهنی داشتن آزادی لازم برای برقراری ارتباط. کارمندان باید بتوانند از ویژگی ها و استعداد های منحصر به فرد خود در کارهایشان استفاده کنند.
  • امنیت روحی: ارزش مند بودن کار. کارهایی که انجام می دهند در جهت تحقق یک مفهوم با ارزش باشد.

مدیران و کارکنان با وجود دانش و اطلاعات زیادی که در دسترس دارند دانش بسیار کمی در مورد خودشان دارند.در اغلب موارد درک نمی کنند که یا باید نیازهایشان را بطلبند یا اینکه به شرکت دیگری که بهتر از نیروی کار خود حمایت می کند بپیوندند. اغلب مردم سعی می کنند با بیشتر کار کردن در زمان و با منابع محدودتر عهده دار مسئولیت های بیشتری شوند. این روند بی رحمانه باعث می شود وقتی برای فکر کردن به اینکه آیا روی اهداف بلند مدتی که به کارشان مفهوم می دهد تمرکز دارند و اولویت هایشان را دنبال می کنند یا نه، نداشته باشند.در نتیجه با گذشت زمان کارمندان تمایل دارند کمتر و بدتر کار کنند. مدیرانی که می خواهند به این روند بد خاتمه دهند باید فرهنگ کاری را ایجاد کنند که بدون کشیده شدن به حاشیه به کارمندان کمک کند بتوانند روی کارهایشان تمرکز کنند و جذب کارشان شوند.

ایجاد تغییرات جدی در محیط های کاری قدیمی و تثبیت شده کار سختی است. برای انجام تغییرات مفید در محل کار سعی کنید روندها و فعالیت های مثبت جدیدی مثل وقت گذاشتن برای فکر و ورزش در محل کار انجام دهید. کارفرمایان و کارکنان باید رفتارهای مهم را کم کم و با تکرارهای برنامه ریزی شده به عادت های خودکار تبدیل کنند. دقت کنید که چگونه توانایی های کسانی که موسیقی یاد می گیرند با تمرین مدام افزایش پیدا می کند و در وجودشان ریشه می کند. مثلا باید با محدود کردن جلسات به حداکثر یک ساعت یا قرار دادن جلسات منظم برای تعیین اهداف، انرژی های جسمی و احساسی و ذهنی و روحی کارکنان تقویت شود.

فشار کاری که در محل های کار امروزی وجود دارد باعث می شود کارکنان انرژی بیشتر از چیزی که بازیابی می کنند، مصرف کنند. ایمیل هایی که 24 ساعته می آیند و توقع همیشه در دسترس و پاسخگو بودن باعث می شود که کنار کشیدن و برای مدتی جدا شدن از کار و استراحت کردن تقریبا غیرممکن شود. کارمندان خسته، اغلب به منابع انرژیی مانند قند و کافئین رو می آورند که باعث می شود انرژیشان بیشتر تخلیه شود. بازیابی واقعی انرژی نیازمند این است که کارکنان در هر چهار جنبه رفتار خود را تغییر دهند. برای رسیدن به بهبود در عملکرد، کارفرمایان باید حمایت لازم را انجام دهند و تغییرات را ممکن سازند.

شغل رویایی کارکنان

توجه به نیروی جسمی کارکنان

ریتم شبانه روزی انسان الزام می کند که انسان ها به اندازه کافی بخوابند. با این حال کارکنان وقتی زیر فشار قرار می گیرند معمولا از اولین چیزهایی که می گذرند خوابشان است. آن ها به خوبی درک نمی کنند که از خواب زدن به جای کمک به بهره وری باعث کاهش بهره وری می شود. کمبود خواب فکر کردن، یادگیری و قضاوت و تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهد.انسان ها فقط شب استراحت نمی کنند. برای پرانرژی و با نشاط بود، کارمندان باید بعد از تقریبا 90 دقیقه کار مدام به استراحت و بازیابی انرژی بپردازند. استراحت کردن بعد از یک ساعت و نیم متمرکز شدن روی کار باعث افزایش تمرکز و بهره وری و احساس لذت می شود.تنفس عمیق، مدیتیشن و تفریح نیز می تواند همان اثر خواب را روی بازیابی انرژی داشته باشد. همچنین ورزش منظم نیز نقش به سزایی دارد. ورزش باعث افزایش سلامتی و افزایش گردش خون در مغز می شود که به تفکر بهتر کمک می کند. در یک برنامه ورزشی که برای بازیابی شخصی طراحی شده باشد ورزش های قدرتی و هوازی هر دو به یک اندازه مهم و لازم اند. تغذیه درست برای عملکرد بالا الزامی است. با این حال فرهنگ «سریعتر، بیشتر و بزرگتر» مردم را به خوردن سریعتر و استفاده از غذاهای ناسالم ترغیب می کند.مردم صبحانه نمی خورند، برای داشتن هوشیاری و انرژی بیشتر به مصرف زیاد خوراکی های مضر روی می آورند بدون توجه به اینکه با این کار خود را در معرض خطر چاقی و بیماری هایی مثل دیابت قرار می دهند. برای تغییر این عادت ها و افزایش انرژی و بهره وری، کارکنان باید با تعداد وعده های بیشتر و حجم کمتر در طول روز خود را تغذیه کنند. همچنین باید به جای مصرف غذاهای چرب و پر نمک یا پر قند، از غذاهای سالم استفاده کنند.

شما می توانید با یک تست ساده قدرت مدیریت و شخصیت کارآفرینی خود را بسنجید! کافیست روی دکمه مقابل لیک کنید.
 

کارفرمایانی که از تاثیر نیروی جسمی و انرژی کارمندان روی بهره وری آن ها آگاه اند باید به جای تاکید روی کمیت و ساعات کاری کارمندان، روی کیفیت کار تاکید کنند.

نیروی جسمی کارکنان

اهمیت به احساسات کارکنان

احساسات می تواند مشخص کند که مردم چقدر خوب یا چقدر غیرموثر کار خواهند کرد. کارفرماهایی که احساسات کارمندان را بفهمند و بر اساس آن مدیریت کنند باعث افزایش بهر ه وری خواهند شد. عواطف و انرژی احساسی کارمندان در چهار شرایط «حالت بقا»، «بدون انرژی»، «در حال تجدید» و «حداکثر عملکرد» قرار می گیرد. مدیران باید به کارمندان کمک کنند تا در حالت بدون انرژی قرار نگیرند و اکثرا در حالت حداکثر عملکرد قرار داشته باشند، در حالتی که احساس آرامش، خوشبینی، آمادگی برای رویارویی با مسائل، اشتیاق و نشاط داشته باشند. برای اینکه به کارمندان کمک کنید در این حالت قرار بگیرند به آن ها کمک کنید که روی به تحقق رساندن اهداف خاصی متمرکز شوند.

اغلب کارمندان در حالت بقا قرار می گیرند.که باعث می شود بی قرار، تحریک پذیر، خسته و کسل، عصبی و کم جرات ، نگران و در حالت تدافعی باشند. این حالت ناشی از قرار گرفتن در شرایط منفی مثل داشتن مقدار زیادی کار ناتمام یا کار کردن برای مدیران ترسو است.در واقع وجود ترس و عصبانیت در مدیریت نتیجه عکس روی بهره وری دارد. احساسات منفی تاثیرات بدی روی سلامتی و مؤثر بودن کارمندان دارد. رهبران باید به شدت تلاش کنند تا با مجبور کردن کارمندان به بودن در حالت حداکثر عملکرد و با ایجاد احساسات مثبت و کمک به آن ها برای بازیابی انرژی و تشویق و انگیزه دادن به کارمندان یک منبع انرژی برای دیگران باشند.پیش از این کار، مدیران نباید از ترس و احساسات منفی برای انگیزش کارمندان برای کار و تولید استفاده کنند. هم کارفرمایان و هم کارمندان باید سعی کنند تا تحت شرایط عواملی که برایشان تهدید بوجود می آورد به صورت واکنشی عکس العمل نشان ندهند. برعکس باید سعی کنند تا این عوامل را تشخیص دهند و قبل از عکس العمل نشان دادن به آن ها در موردشان فکر کنند. به عنوان مثال اگر از همکار خود رنجیده اید، فوری یک ایمیل عصبانی برایش نفرستید یا بدترین چیزها را در مورد نیت واقعی همکارتان فرض نکنید.کاری که احساس می کنید باید بکنید را انجام ندهید، ابتدا واقعیت های اتفاقاتی که در حال وقوع است را از فرضیات خود تفکیک کنید. قصه بافی های درونی خود را کنترل کنید و سعی کنید در مورد شرایط، خوشبینی واقع بینانه به دست آورید.

احساسات کارکنان

تمرکز ذهنی

کارکنان باید در شرایط رقابتی که باعث می شود تا نتوانند از توانایی تمرکز خود استفاده کنند، به استاندارد های شخصی برسند یا عملکرد خود را بهبود دهند نیز حواس و تمرکز ذهنی خود را تحت کنترل بگیرند. آرام یکجا نشستن تا انجام کامل کارها خلاف گرایش طبیعی انسان ها در هنگام مواجه شدن با شرایط اضطراری، سوالات و مزاحمت های یکباره مثل ایمیل ها و تماس های وسط کار است. انجام همزمان چند کار روش رایج در هنگام مواجه شدن با اینگونه وقفه هاست.ولی این روش درستی نیست، تقریبا هیچ کس با انجام  تعدادی کار به صورت همزمان عملکرد خوبی ندارد.برای اینکه به کارمندان کمک کنید تا تمرکز لازم را داشته باشند تفاوت حواس پرتی های درونی و بیرونی را به آن ها بیاموزید. وقفه های درونی تفکرات و گفتگ وهای درونی با خودشان است در حالی که وقفه های بیرونی را محیط پیرامونشان به آن ها تحمیل می کند. برای غلبه بر وقفه ها و حواس پرتی های بیرونی قوانین و روال های خاصی را برای اینگونه وقفه ها مثل ایمیل ها ایجاد کنید. به عنوان مثال تیم کاری شما می تواند تماس ها و ایمیل های کاری خارج از ساعات کاری را رد کند.

کارکنان می توانند یاد بگیرند که با تنفس آرام، عمیق و ریتمیک یا با مدیتیشن ذهنی گفتگوهای درونی ذهن خودشان را قطع کنند. مردم می توانند تمرین کنند تا از کل ذهن خودشان استفاده کنند نه فقط از سمت چپ مغز، که بخش منطقی و استدلالی مغز است. بخش راست مغز که خلا ق تر است برای تفکرات و دید کل یتر مناسب است، اما محیط کاری اغلب ارزش کمی برای این دید قائل می شود. کارکنان اغلب آنقدر سرشان با کار های روزمره شلوغ هست که نمی توانند روی اهداف بلند مدت تمرکز کنند. مدیران می توانند کارمندان را به داشتن دید کلی و تفکر با سمت راست مغز تشویق کنند و با کوتاه کردن وقت جلسات و متمرکز کردن آ نها روی یک هدف و کار، ترکیب فضای کاری شرکت با فضای آزاد و بخش های خصوصی، محدود کردن زمان های پاسخگویی به ایمیل و تلفن، و ساعات کاری منعطف تر به آن ها کمک کنند تا تمرکز لازم را بدست آورند.

ارزش دادن به کار کارکنان

کارکنان بسیار موثرتر و با اشتیاق تر کار می کنند اگر که باور داشته باشند که کارشان مهم و برای تحقق هدفی بالاتر است. اگر چه حقوق بدیهتا ارزش قابل توجهی دارد ولی رضایت کامل ایجاد نمی کند. کارکنان خودآگاه باید به صورت مرتب اهداف و ارزش های خود را مرور کنند تا عواملی که درکارشان به آن معنا و مفهوم عمیق تری می دهند را پیدا و دنبال کنند. همچنین می توانند خود را طوری پرورش دهند تا به جای تسلیم شدن در برابر عصبانیت، رد شدن و بهانه تراشی ها سعی کنند بهترین رفتار را از خود نشان دهند.

برای رضایت بیشتر، کارمندان باید سعی کنند دنبال فرصت هایی باشند تا در آن ها بتوانند به کارهایی که دوست دارند بپردازند به جای اینکه کل روزشان را صرف انجام کار هایی کنند که دوست ندارند. شخص مجبور نیست بین تامین معاش و کاری که برایش رضایت خواهد آورد انتخاب کند. افراد شاغلی که با هوشیاری و اراده تصمیم بگیرند که دنبال علایق وعلاقه مندی های خود بروند می توانند زندگی شخصی و کاری خود را تغییر دهند. برای مثال، تصمیم برای اینکه وقت بیشتری را به خانواده اختصاص دهید می تواند برای تمام خانواده سودمند باشد. دنبال کردن کاری که بیشترین علاقه را به آن دارید باعث رضایت شخصی و عملکرد باکیفیت بالا می شود و درهای موفقیت مالی و شغلی را برایتان می گشاید.

مردم با دنبال کردن اهداف غیر خودخواهانه مثل ارتباط برقرار کردن و کمک به دیگران نیز به رضایت دست پیدا می کنند. این کمک الزاما به معنی غذا دادن به فقرا نیست. مدیران با نشان دادن ارزش کار کارکنان به آن ها خدمت می کنند، چه با نشان دادن ارزش ذاتی آن ها چه نشان دادن شایستگی آن ها به عنوان وسیله ای برای تحقق یک هدف. در حالی که بعضی کارها به خودی خود ارزش عمیقی ندارند ولی پولی که از آن طریق به دست می آید می تواند به فرد کمک کند تا با آن پول به هدف با ارزش تحقق بخشد. چنین نیت هایی می توانند حتی سخت ترین و خسته کننده ترین کارها را هم به کارهایی با ارزش تبدیل کنند.

توجه به همه این نیاز ها کلید موفقیت است

سازمان هایی که سعی می کنند که به تمام چهار نیاز اساسی کارمندانشان توجه کنند، آوازه بهتر و مدیریت موثرتر و کارکنان با وفاتری را نسبت به سازمان های دیگر به دست می آورند. رهبران و مدیران ممکن است باورشان این باشد که سرمایه گذاری روی رفاه کارمندانشان کاری ریسکی است –البته زمانی ریسک است که به جای به ثمر رساندن کوتاه مدت روی منافع دراز مدت تمرکز کنند و یا تغییرات ناراحت کننده ای در فرهنگ سازمانی خود دهند. ولی نتایجی که حاصل خواهد شد به سرمایه گذاری می ارزد.

برای کمک به کارمندان برای اینکه به روشی موثر کار کنند، کارفرمایان باید:

- فعالانه کارکنان را تشویق کنند تا به سلامت جسمانی خود اهمیت دهند.

- مرتب از کارکنان خود تشکر کنند و قدردانی خود را نشان دهند.

- به مردم اعتماد کنند تا موثر کار کنند و تصمیمات درستی بگیرند.

- هر روز به کارمندان گوش زد کنند که کارشان در زندگی دیگران تغییرات مفیدی ایجاد می کند.کارفرمایانی که این نکات را رعایت کنند می توانند مطمئن باشند که کار درست را انجام می دهند.

شما می توانید با یک تست ساده قدرت مدیریت و شخصیت کارآفرینی خود را بسنجید! کافیست روی دکمه مقابل لیک کنید.
 

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اشتراک گذاری