نویسنده: مصطفی حافظی

راز موفقیت

مطمئنا همه ی ما با اصطلاح IQیا همان هوش شناختی آشنا هستیم و شاید خیلی از ما بر این باوریم که موفقیت در تمام جنبه های زندگی به این وابسته است که ما در این جنبه از هوش از رتبه بالایی برخوردار باشیم. این موضوع را در چشمان نگران مادرانی که iqفرزندانشان را به شدت زیر نظر می گیرند قابل مشاهده است، امّا آیا تا به حال با کسانی برخورد داشته اید که از هوش بالایی بهره می برند ولی در زندگی خود با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند و حتّی قادر نیستند به راحتی با اطرافیانشان ارتباط برقرار نمایند؟ حال سؤال اصلی اینجاست که آیا تا به حال اصطلاح هوش هیجانی یا eqبه گوشتان خورده و می دانید که این نوع از هوش دقیقا چیست و چه فرقی با iqدارد و تا چه میزان موفقیت های مان در گرو این مفهوم می باشد؟ با بیان این مطالب به سراغ بررسی موضوع هوش هیجانی و کاربرد آن در زندگی روزمره به خصوص زندگی زناشویی می رویم.

هوش هیجانی و موفقیت در زندگی

هوش هیجانی به معنی قدرت درک و شناسایی دقیق هیجانات و عواطف خود و دیگران و دربرگیرنده دو جنبه از هوش می باشد که عبارتند از:

  • درک خودتان، به معنی شناخت اهداف، رفتارها و مقاصد.
  • شناخت دیگران و عواطف آنها

موفقیت در زندگی

به عبارت دیگر هوش هیجانی شامل چهار بعد بنیادی است که عبارتند از:

شناخت و بروز هیجان ها

این امر به معنی قدرت شخص در خودآگاهی هیجانی، بیان هیجانات، درک نیازهای دیگران و توانایی تشخیص درست و نادرست بروز هیجان می باشد.

بکارگیری صحیح هیجان ها

استفاده از احساسات در راستای کمک به حصول نتایج مساعد، حل چالش ها و استفاده از فرصت ها است و نیز توانایی تشخیص هیجانات مختلف از یکدیگر و استفاده از آن ها در جهت تفکر تاثیرگذار تر.

درک درست هیجانات پیچیده

که همان قدرت شناخت هیجانات مبهم مانند احساس دو هیجان همزمان و درک علت های آن و نحوه ی تغییر هیجان ها از یک شکل به شکل دیگر است.

کنترل و مدیریت هیجان ها

یعنی قدرت اداره ی هیجانات خود و دیگران، به خدمت گرفتن احساسات برای حل مشکلات و همگام سازی هیجان و تفکر.

تاثیر هوش هیجانی بر موفقتیت

تاثیر هوش هیجانی بر زندگی

هوش هیجانی باعث می شود که به درون خود بهتر بنگرید، پیش از اینکه برای برقراری ارتباط لب به سخن بگشایید، و به شما می آموزد می دهد تا علت رفتارهای سایرین را بهتر متوجه شوید. پس در یک جمله هوش هیجانی یعنی «در هیجانات خود باهوش باشید» و این بدین معنی است که به هیجانات در هر موقعیتی اهمیت دهید.

افرادی باهوش هیجانی زیاد، خصوصیات منحصر به فردی دارند که آنها را نسبت به سایرین متمایز می سازد و زمینه ساز موفقیتشان در زندگی می گردد. افرادی با هوش هیجانی بالا می توانند به طور عمیق و منطقی بیندیشند و به جای اینکه واکنش نشان دهند، گوش کنند و درخواست هایشان را به شکل صحیح تر ابراز نمایند. این اشخاص، خشم خود را سرکوب نمی کنند، بلکه آن را با روش های صحیح ابراز می کنند. همچنین آن ها بهتر قادرند که خود را کنترل کنند و به خود انگیزه دهند.

چنین اشخاصی احساسات خود را با راه های غیرخصمانه بیان می کنند و از عواطفی که در اطرافیانش به وجود آمده نیز مطلع هستند و به طور کلی افرادی با هوش هیجانی بالا از ارتباطات با دیگران، بسیار استقبال می کنند. افراد با هوش هیجانی پایین نمی توانند با حوادث پر تنش و ناخوشایند سازگار شوند و اکثرا دچار یاس و نا امیدی می شوند. و برعکس کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند پاسخ های مناسب بیشتر نسبت برای اتفاقات ناخوشایند زندگی از خود بروز می دهند و این درست همان خصوصیتی است که برای داشتن روابط بین فردی رضایت بخش به آنها نیازمندیم.

در این بین نقش IQ دقیقا چیست؟

تاثیر IQدر این میان تا چه حد اهمیت دارد؟ در رابطه با این امر باید بدانیم که متخصصین معتقدند هوش هیجانی می تواند دلیل اصلی موفقیت افراد باشد، و بهره هوشی فقط حدود 20درصد در موفقیت افراد تعیین کننده است. در حالی که 80 درصد دیگر از هوش هیجانی نشات می گیرد، چون موفقیت در زندگی به این موضوع وابسته است که فرد بتواند راجع به تجارب هیجانی خود و دیگران تفکر کند و متقابلا به استدلال هایی که عقل در مورد یک شخص یا یک موقعیت ترسیم می کند پاسخ های هیجانی سازش یافته ای بدهد.

در واقع رسیدن به یک رابطه ی سالم حتی برای شخصی که iqبالا ولی eqپایینی دارد بسیار دشوار خواهد بود. این قبیل افراد عموما احساس برتری دارند و فرضیاتی برای خود می سازند و فکر می کنند که مسایل را خوب متوجه می شوند، در حالی که تنها فهم اندکی از هیجانات خود و سایرین دارند و عموما ارزش بالای همدلی و دلسوزی را درک نمی کنند. پس هوش شناختی یا همان iqتنها معیار برای پیش بینی موفقیت افراد نمی باشد.

مطابق مطالعات محققین، قبل از آنکه قادر باشیم فکر کنیم، احساسات بر ما غلبه می کنند، چراکه آن ها غریزه حیاتی اند. اما اگر بتوانیم احساس خود را خوب بشناسیم، در راستای موفقیت در زندگی گامی مهم برداشته ایم. قدرت اینکه به گذشتع نگاه کنیم احساس خود را درک نماییم همان هوش هیجانی می باشد و قدمی در راستای موفقیت محسوب می شود. ولی در هر صورت، افراد در این مهارت ها با هم تفاوت دارند، به همین دلیل برخی افراد از برخی دیگر موفق تر و در زندگی خرسند تر اند.

رضایت در زندگی

موفقیت در زندگی زناشویی

به طور کلی محققینی که به پژوهش و مطالعه علمی هوش هیجانی می پردازند بر این باورند که این نوع هوش قادر است اثرات بسیار قابل توجه و چشم گیری بر فعالیت های مختلف انسان همچون هدایت و رهبری سایرین، زندگی شغلی، زندگی خانوادگی و زناشویی، تعلیم و تربیت، سلامت روانی و... داشته باشد.

اما همانطور که در مقالات قبلی موبویار نیز به آن اشاره شد یکی از اصلی ترین ابعادی که هوش هیجانی می تواند تاثیر بسزایی بر رشد و ترقی افراد داشته باشد، ازدواج و زندگی زناشویی است. زیرا بنیاد و اساس رضایت از روابط به قدرت درک و مدیریت هیجان ها بستگی دارد؛ و بخش مهمی از خوشنودی زناشویی، این است که فرد از هیجانات همسرش و احترام به آن هیجانات آگاه باشد. دانیل گلمن، روانشناس مشهور، در این باره این طور بیان می کند که هوش هیجانی تاثیر بسزایی در برقراری و ادامه ارتباطات دارد، بطوری که می توان انتظار داشت شخصی با هوش هیجانی بالا که در روابط اجتماعی و همچنین در ارتباطات با نزدیکان موفق تر است، در ارتباطات زناشویی عملکرد بهتری خواهد داشت.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نمایش دیدگاه ها

مریم | 1397/09/10

موفقیت ابعاد گوناگونی داره، لطفا راجع به تاثیر عادت ها و استرس هم صحبت کنید

یلدا | 1397/09/12

این بحث بیشتر جنبه ی هوش رو مورد تمرکز قرار میده در حالی که به نظرم فاکتور های مهم تری هم هست

اشتراک گذاری