نویسنده: مصطفی حافظی

مهارت های ارتباطی

مطالعات نشان می دهد که جنسیت، تأثیر فراوانی بر ابراز احساسات و تشخیص درست آن ها دارد. به بیان دیگر زن ها در ابراز احساسات و درک بهتر آن ها عملکرد مناسب تری نسبت به مرد ها دارند. قدرت بروز عواطف در خانم ها ناشی از توانایی بالای آن ها در به کارگیری رفتارهای غیرکلامی در جریان ارسال پیام های عاطفی است. مثلا هنگامی که یک زنی پس از ازدواج پیام احساسی مثبتی به همسرش می فرستد، احتمالاً از علایم غیرکلامی مانند لبخند زدن و کاربرد یک لحن صمیمانه تر در هنگام صحبت، استفاده می کند. در مقابل، مردها ترجیح می دهند از پیام های مبهم و ترکیبی استفاده نمایند. مثلا وقتی یک مرد می خواهد پیام مثبتی به همسر خود بدهد، این پیام هم با خنده و هم با علایم بالقوه تهدید آمیزی مثل حرکات ابرو یا چشم همراه است.

دلیل اصلی ازدواج های ناموفق

همان طور که انتظار می رود، عدم توانایی مردها در شناخت و بروز احساسات، دلیل اصلی و اساسی ازدواج های ناموفق است. برای نمونه مردهایی که از زندگی مشترک خود ناراضی اند و با همسران خود دچار اختلاف هستند، منزوی و بی احساس می شوند که گاتمن آن را «دیوار سنگی» نامیده است.

بر خلاف این که زنانِ آن ها میل بسیاری به برقراری رابطه ی عاطفی مطلوب با آنان دارند، اما این تمایل زن عملی نمی شود و فقط باعث افزایش شدت انزوای احساسی مرد می شود. در این موقعیت، شرایط نا مساعدی ایجاد می شود که فرار از آن برای هر دو طرف بسیار سخت خواهد بود. همچنین امکان دارد شکل هیجان بروز داده شده در شرایط خاص از سوی مردان، غیرقابل انتظار یا تا حدی نامربوط باشد. مثلاً ممکن است مردی به درخواست همسرش برای رسیدن به استقلال بیشتر، واکنش بسیار سفت و سخت نشان دهد تا اضطراب و ترس، هرچند که دلیل این خشم و عصبانیت، ترس از دست دادن همسر است، اما احتمالا به رفتارهای شدیدی مثل کش مکش های خانوادگی و حتی ضرب و شتم منتهی شود.

حلقه ازدواج

عکس العمل ها معمولا چگونه است؟

گاتمن و همکارانش معتقدند که در مشاجره های پس از ازدواج حتی مردهایی که بسیار صبور و با مقاومت هستند نیز کنترل خود را از دست می دهند، به نحوی که میزان مشکلات جسمی شدید (مثل بیماری های گوارشی، قلبی و ...) در آن ها بالاست.

به جز مشکلات جسمانی، آن ها احساس بی حالی، ترس و استرس می کنند. در چنین موقعیت هایی امکان این وجود دارد که به صورت ناخودآگاه عصبانیت به سراغشان بیاید؛ گویی، ابراز خشم و عصبانیت در این شرایط نوعی پاسخ و راه حل می باشد. در بعضی مواقع، بسیاری از شوهر ها ممکن است به جایی برسند که می توانند از طریق خشم اما در مدت زمان کوتاه، اوضاع را تحت کنترل خود درآورند اما این امر فقط یک توهم کنترل است و چیزی بیشتر از نیست.

نحوه تاثیر گذاری هوش هیجانی بر زندگی پس از ازدواج

زندگی پس از ازدواج، دورانی سراسر احساسات است. در ازدواج های پرتعارض بین زوج ها برانگیختگی زیادی دیده می شود که به صورت علائمی همچون بالا رفتن شدت ضربان قلب، تغییر رنگ پوست و موارد دیگر از این قبیل نمایان می شود. این تشویش ها می تواند باعث افزایش شدت تعارضات گردد. به علاوه تحقیقات نشان داده اند که زن و شوهر در قدرت تشخیص احساسات، با یکدیگر متفاوتند. مثلا، برخی از افراد کاملا نسبت به نشانه های احساسی همسرشان بی تفاوت هستند و به آن ها بی توجهی می کنند. برای مثال ناراحتی همسر را عصبانیت می شمارند. از طرفی زوج های ناموفق عادت دارند پیغام های احساسی گنگ و مبهمی به همسران خود بدهند (مانند مواقعی که همزمان اخم می کنند و می خندند) که این امر ممکن است به اختلافات بین فردی منتهی شود.

مطالعات دیگر نیز بیان می کنند که همسران خوشنود در مقایسه با زوج هایی که دارای حس نارضایتی هستند، صمیمیت بیشتری دارند و نسبت به عواطف همدیگر توجه بیشتری نشان می دهند. همچنین سوءتعبیرهای احساسی در ارتباطاتشان کم تر به چشم می خورد. البته این مطلب را هم نباید فراموش کرد که درک نادرست هیجان های زوجین از یکدیگر، در روابطشان می تواند منجر به تشدید تعارض ها گردد.

ازدواج موفق

رفتار های متقابل پس از ازدواج

همسران پس از ازدواج ، چه در زندگی خود موفق باشند و چه نباشند، به نحوی می خواهند عواطفی احساسات طرف مقابل نسبت به خود را، به نوعی جبران نمایند. ولی همسران ناراضی پیغام های احساسی خنثی یا منفی زیادتری نسبت به یکدیگر نشان می دهند که این امر باعث ظهور عصبانیت در هر دوی آن ها می گردد، بدین ترتیب پیامدهای مخرب به طور زنجیروار به یکدیگر متصل می شود که فاصله گرفتن از آن ها برای هر دو طرف بسیار سخت می شود.

از طرفی، ازدواج های موفق با شناخت کامل هیجان های طرفین به خصوص کنترل خشم و ابراز صحیح آن همراه است. بدین ترتیب می توان این طور گفت که هوش هیجانی کلید طلایی یک ازدواج موفق به شمار می رود. میزان رضایت همسران از زندگی پس از ازدواج، به میزان زیادی به حل مؤثر اختلاف ها، کنترل هیجانات منفی مثل نفرت و خشم و ابراز هیجانات مثبت وابسته است. مطالعات مختلف نشان می دهد که قدرت خویشتن داری و کنترل بر احساسات، در نشاط و ثبات زندگی پس از ازدواج تاثیر بسزایی دارد.

تفاوت عکس العمل های پس از ازدواج

می توان این توانایی ها را در تفاوت میان همسران موفق و ناموفق مشاهده کرد. زوج های خرسند، در مقابله با مشکلات، خیلی به دنبال انتقام جویی نیستند، تسلط بیشتری بر هیجان های منفی خود مثل خشم دارند و هیجان های مثبت را بیشتر در معرض نمایش می گذارند. تحقیقات ثابت می کند بروز هیجانات مثبت مثل عشق، تاثیر بسزایی در خوشنودی و دوام زندگی دارد. این نوع هیجانات در میان همسران راضی معمول تر است، به شکلی که آن ها بهره ی بیشتری از شوخی و طنز می برند، در زندگیشان گذشت بیشتری دارند و نسبت به زن و شوهر های ناخرسند انتقادپذیرتری بیشتری دارند.

در مقابل زوج های خرسند، ناخرسند ها قرار دارند که عکس العمل های منفی بیشتری از خود نشان می دهند، کمتر انتقاد می پذیرند، از خود زیاد ایراد می گیرند، نسبت به اعمال یکدیگر حساسیت های بیشتری نشان می دهند، گاهی به هم خیلی کینه می ورزند، نمی توانند خشم خود را کنترل کنند و اعمالشان همواره در جهتی است که کارها را تلافی نمایند.

در نهایت باید گفت که شما می توانید با شرکت در تست های هوش هیجانی میزان هیجانات خود و همسرتان را بسنجید و با یکدیگر مقایسه کنید.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اشتراک گذاری

خبرهای مشابه

تازه ها

پربیننده ها