نویسنده: رزا عابدی

رشد و توسعه فردی

شناخت درمانی

شناخت درمانی مهمترین راهکار در درمان افسردگی بدون دارو است.همه مواردی که در بالا گفته شد اگر همراه با تغییر در باورهای ناکار آمد باشد تاثیرشان دوچندان خواهد شد. زیرا طبق نظر محققین، افکار منفی و غیر منطقی( همراه با وقایع ارثی و وقایع محیطی) باعث ایجاد افسردگی در فرد میشود. بارها شاهد بوده ایم واقعه ای که باعث افسرده شدن فردی میشود، فردی دیگر را تنها اندکی ناراحت میسازد. تفاوت این موضوع در نوع نگاه به آن شرایط است. در شناخت درمانی تاکید اولیه در تصحیح باورهای ناکارآمد است.

فعالسازی رفتاری:

اولین قدم در درمان افسردگی بدون دارو ( شناخت درمانی) فعالسازی رفتاریست. همانطور که فکر در رفتار موثر است رفتار نیز بر افکار تاثیر گذار است. از افراد افسرده زیاد شنیده ایم که حال و حوصله انجام کاری را ندارند بنابراین کاری انجام نمیدهم این باور و رفتار در فرد افسرده باعث میشود تا او فعالیت کمتری انجام دهد. فعالیت نداشتن در یک چرخه معیوب باعث ایجاد افکار منفی بیشتر که خود عامل بی حوصلگی بیشتر است میشود. بی حوصلگی باردیگر این چرخه را با قدتر مضاعف آغاز میکند.

اکثریت افراد افسرده اگر بخواهند به خودشان کمک کنند(همانند افرادی که تا اینجای مقاله همراهمان بودند)احوالاتشان رو به بهبود میرود. اینکه چه کاری مکنید مهم نیست، مهم اینست که راهی در پیش بگیرید و کاری انجام دهید..وقتی فردی مصمم به انجام کاری میشود قدم اول رو به بهبودی را برداشتهدر درمان افسردگی فعالسازی رفتاری میتواند انرژی فرد را بالا برده و زمینه را برای استراتژی های شناختی بیشتری آماده کند

 
 

عدم فعالیت دلایل مختلفی میتواند داشته باشد که چند مورد از آنهارا برایتان بیان میکنیم:

الف) ناامیدی

در زمان ناامیدی فرد گذشته اش با احوالات خوش را فراموش میکند. بنابراین فرض میکند در آینده هم احوالاتش بهتر نخواهد شد. در نتیجه تلاشها تاثیری در روند بهبود و درمان افسردگی نخواهد داشت.وقتی بقیه به شما میگویند برای خودت کاری بکن، بنظرتان حرف مضحک و خنده داری می آید که افراد نااگاه از سر دلسوزی های نا آگاهانه راجبتان به زبان میرانند. ماننده آنکه برخی میگویند لبخند بزن، حالت خوب میشود! تا زمانیکه باور دارید رفتار و روند شما تاثیر در بهبودو درمان افسردگی شما نخواهد داشت این چرخه بیهوده و ناکارآمد خواهد بود.

ب) دست گرفتن خود:

فرد در این مرحله ای بیماری باور دارد که از عهده هیچ کاری برنمیاید.در موارد حاد فرد افسرده یقینن میکند که حتی روشن کردن تلوزیون هم از عهده او خارج است. وظایف در ذهن شخص افسرده بیش از اندازه بزرگ جلوه میکنند.مدام به خود میگوید الان خسته ام، کم حوصله ام، الان وقتش نیست...نیاز است که این نمیتوانم ها را امتحان کنید تا زمانیکه دست به خلق کاری نزنید و اثر مثبتش را مشاهده نکنید نمیتوانید اعتماد به نفس لازم راجب به خودتان را یکجا جمع کنید.تا کاری از پیش نبرید این نمیتوانم ها دست از سرتان برنمیدارند. با هدف های کوچک شروع کنید تا رسیدن به آن طولانی نباشد و موجبات شادی را برای روح خستتان فراهم کند.

ج) دست کم گرفتن موفقیت:

یکی از مهمترین کمک ها در درمان افسردگی پی بردن به ارزش کاریست که میکنید. تصورتان آن است که پاداش کار به زحمتش نمی ارزد. در واقع قسمت مثبت کار را بی ارزش قلمداد میکنید.(بی توجهی به امر مثبت) فیلترهای منفی ( فرد افسرده با خود میگوید ورزش بکنم که چه بشود؟

د)کمال گرایی: 

تنها زمانی کاری را مهم و موفق محسوب میکنید که از استاندارهای بالایی برخوردار باشد. و یقیننا در شرایط فعلی شما انجام چنین کارهایی که بزرگ و نیازمند تمرکز و اعتماد بنفس بالاست ممکن نیستو و دور از دسترس بنظر میرسد بنابراین بیخیال آن ها میشوید.

ه) ترس از انتقاد و یا سرزنش شدن توسط خود یا دیگران: 

ازاینکه کاری را شروع کنید و در آن موفق نباشید و مورد انتقاد قرار بگیرید هراس دارید بنا بر گفته شاعر محبوب کشورمان :

تامرد سخن نگفته باشد          عیب و هنرش نهفته باشد.

کاری را شروع نمیکنید تا اشتباه هم نکنید مثال کسیکه که پاهای سالمی دارد اما تمام عمر مانند کسانی که از این موهبت برخوردار نیستند روی ولچر مینشیند تا زمانی با خطا پاهایش را از دست ندهد. غافل از اینکه پیشرفت و نمود انسانها در خطر کردن و پذیرش احتمال و ریسک خطر است اگر کسی از بشریت جرئت به امتحان و آزمون و خطا نمیکرد امروزه هیچ تکنولوژی و پیشرفتی برای جامعه بشریت حاصل نمیشد. همانطور که ادیسون برای اختراع برق بارها باشکست و ملامت مواحه شد اما از پای ننشت و ادامه داد.

تکنیک های فعال سازی رفتار

1- برگه گزارش فعالیت های روزانه

سبک زندگی افراد افسرده به طور معمول عاری از هرگونه احساس لذت و موفقیت است و به همین سبب نیروی مثبتی نیز ار محیط و اطرافیان دریافت نمیکنند. به عنوان نقطه شروع برای فعالسازی رفتار باید زندگی خود را مورد بررسی و موشکافی قراربدهید.تمام فعالیت ها و برنامه های خود در طی روز را ماننده جدول به مثال زیر یادداشت کنید میزان خلقتان را بررسی کنید همچنین ادامه  اینکار و بررسی نتایج آن باعث پی بردن به ارتباط بین خلق شما و کششتان به افسردگی خواهد شد.

درمان افسردگی بدون دارو

شیوه زندگی نادرست، مدت زمانی از طول روز را بیکار و یا خواب بودن،سیگار کشیدن و ورزش نکردن،ماندن در خانه و عدم شرکت در فعالیت های اجتماعی، نداشتن تغذیه صحیح بی تعهدی و سپری کردن لحظات بدون تعهد داشتن به فعالیتی خاص و ... همه اینها باعث ایجاد افسردگی میشود.در طی درمان افسردگی بدون دارو این راهکار را به شما پیشنهاد میکنیم:

برنامه ای برای روزهای هفته تان در نظر داشته باشید و اهدافی ماننده سه وعده تغذیه سالم در روز به صورت کافی، دیدن دوستان و رفتن به میهمانی فعالیت های اجتماعی، ورزش و کار را در آن بگنجانید. همچنین خود را متعهد و ملزم به اجرای آن بدانید.برای داشتن پشتکار بیشتر میتوانید یکی از دوستان یا اعضای خانواده را در جریان بگذارید تا در این جهت با شما همراه باشند.

برای مثال رضا بعد از انجام این تمرین درک کرد که در طول روزهای تعطیل حال روحی بدتری دارد، بنابراین تصمیم گرفت تایم مربوط به اوقات فراغت را کاهش دهد و یا از پیش برایش برنامه ای تعیین کند یا متوجه شد برخی کارهای باعث ناراحتی اومیشود برای مثال او هرزمان ایملی از رئیسش دریافت میکرد تا زمانیکه به آن پاسخ دهد ناراحت بود.تصمیم گرفت زمان این استرس کشیدن را سریعتر پاسخ دادن به ایمیل ها کاهش دهد.

رضا با کمک مشاور و دقت در عملکرد روزانه خود و برنامه ریزی هایش متوجه شد که بقده کافی زمان برای تفریح، ورزش، دوستان یا فعالیت های اجتماعی نمیگذارد. پس تصمیم گرفت با گروهی از دوستان برای برنامه پیاده روی یا یه گپ دوستانه همراه با صبحانه دور هم جمع شوند. او رفته رفته این را درک کرد که زمانهایی که بیرون از خانه و کنار دیگران است بیش از سایر زمانها احساس شادی میکند.او همچنین یقینن کرد ورزش و فعالیت های اجتماعی واقعا پاداش دهنده ست.

درمان افسردگی بدون دارو

سوالات مهمی که یک فرد باید در جهت  ارتباط با گزارشات روزانه خود پاسخ دهد عبارت است از: شخص چه مقدار از فعالیت های روزانه خودش مانند تغذیه، بهداشت، تفریحات، روابط اجتماعی، ورزش شغل و ... اجتناب میکند؟ آیا در روش زندگیش فعالیت های بالقوه و تقویت کننده موجود هستند؟چه کارها و یا حالت هایی (مانند دراز کشیدن روی تخت) به او حسه کسلی و افسردگی میدهد؟ آیا ارتباطی بین وقایع مفرح (فعالیت هایی که هدف آن لذت و شادیست و رقابت در آن نقشی ندارد) و وقایعی که منجر به مهارت و موفقیت بشوند( فعالیت هایی که طبق باور افرادباید در آنها خوب عمل کنند) وجود دارد؟پاسخ به این سوالات معمولا منوط به اضافه کردن فعالیت ها و گاهی یافتن راهی به جهت محدود نمودن فعالیت هاییست که سبب خلق پائین میگردد. از طریق این فرایند بیمار رفته رفته ارتباط میان فعالیت ها و احساسات را میفهمد و شروع به احساس موفقیت و در نتیجه آن بالا بردن اعتماد بنفس میکند. خودش را شایسته میداند و قدم هایش را استوارتر برمیدارد.

2- تکنیک فعالیت های روزانه :

توسط این تکنیک میتوانید فعالیت هایی که از آن لذت میبرید را پیدا کنید. درست است، احتمالا حالا ممکن است فکر کنید هیچ فعالیتی برایتان لذت بخش نیست.فکر کنید در گذشته چه فعالیتی بریاتان مهیج بود. حالا شما باید برای فعالیت های هفته آتی خود برنامه ریزی کنید.در این مرحله میتوان برنامهایی از قبیل همراهی بادوستان، میهمانی ، ورزش، مطالعه، تئاتر،شام و یا بیرون رفتن و خیلی برنامه های دیگر...را که از آنها لذت میبرید و  یا سابقا میبردید را یادداشت و به فعالیت های روزانه تان اضافه کنید.علی الخصوص برای روزهای آخر هفته حتما باید برنامه  ریزی داشته باشید تا سیکل معمول نشخوار ذهنی خارج بشوید.

قبل از انجام هر کاری یک بازی ساده را شروع نید مثلا اینکه حدی بزنید آن فعالیت تا چه میزان در شما احساس رضایت و شادی میکند و یا دشواری انجام آن چقدر است. بعد از انجام آن نتایج بدست آمده را باحدسیاتتان مقایسه کنید اینطور شاید خیلی از فعالیت ها را از برنامه روزانه تان حذف و یا زمان بیشتری به آن اختصاص دهید.

این فعالیت ها باعث بالا رفتن سطح انرژی افراد و احتمالا حتی باعث خستگی کمتر و تمرکز بیشتر خواهند شد.و در نتیجه فرد متوجه میشود چه فعالیت هایی بیشترین تاثیر را در بهبود روند درمان افسردگی بدون دارو برای او خواهد داشت.

3- تقسیم کار به بخش های کوچکتر

برای انجام هر فعالیتی آن را به بخش های کوچکتری تقسیم کنید تا انگیزه لازم برای انجام آن کار را پیدا کنید. ایمیل زدن به دوست خود را  به اجزایی مانند رفتن به پشت میز، روشن کردن کامپیوتر، نوشتن مقاله، خاتمه دادن مطلب و ارسال تقسیم کنید.مسلما قادام به رفتن به پشت میز برای ما راحتر است تا فکر به زدن ایمیل.

4- نوشتن مضرات و فواید

روش دیگر در پیدا کردن انگیزه توجه به مزایای اقدامتان است.مثلا میتوانید مضرات و مزایای ایمیل زدن و نزدن را بنویسید.

5- تصویر سازی:

این روش قوه تخیلتان را به کار میندازد که خود این امر میتواند کمک بسزایی در روند درمان افسردگی بدون دارو باشد. مثلا خود را در حین پیاده روی تصور کنید و سعی کنید تصور کنید چقدر ازاینکار لذت میبرید.در نهایت البته ممکن است تمام این فعالیت ها را انجام دهید و باز هم احساس لذت نکنید.بله امکان دارد.آنوقت است که باید به سراغ افکارتان بروید چرا که برخی باور ها مانع از احساس لذت بردن شما از زندگی میشوند.برای مثال باور شما بر این مبنی استوار است که پیاده روی در صورتی لذت بخش است که حتما با کسی همراه باشید و چون تنها رفته اید لذتی نمبرید.یا مثلا برای لذت بردن از یک میهمانی باید حتما دوست صمیمیتان حضور داشته باشد و چون اینطور نیست ذتی هم نمیبرید. باورتان اینطور است اگر کاری صد در صد با موفقیت و استاندارد دنبال نمیشود بهتر است آن را رها کنید.

در درمان افسردگی دبون دارو (در این مقاله منظور شناخت درمانی است) بعد از فعالسازی باید به باور ها و خطاهای شناختی پرداخت.

چگونه افکار میتوانند سبب ایجاد افسردگی و خطاهای شناختی بشوند؟

هدف درمان افسردگی بدون دارو ( شناخت درمانی) کمک به افراد جهت تغییرارزیابی های شناختی ناسالم و غیر انطباقی بر ارزیابی هایی که بیشتر بر پایه منطق استوار بود و سازگار تر هستند، میباشد.بیمار ها یاد میگیرند با افکار خود درست مثل فرضیه و نه حقایق قطعی و  مسلم، برخورد کنند.برای مثال، فردی اعتقاد خود را مبنی بر اینکه پیاده روی تنها نمیتواند لذتبخش باشد را به عنوان یک فرضیه و نه یه باور مسلم مورد بررسی قرار میدهد.

 

در نظر داشتن یک باور به عنوان فرضیه، این فرصت را بما میدهد تا صحت سقم آن را بررسی کنیم.در در واقع روش درمان افسردگی بدون دارو همین است که کمی از باورهای خود فاصله بگیرید و مجدد آنها را مورد بررسی قرا دهید.فرد تلاش میکند تا خود را جای دیگران گذاشته و از منظر آنها به موضوع نگاه کند. آیا همه در صورتیکه تنها باشند از پیاده روی لذت نمیبرند؟آیا باقی افراد هم با او هم نظر هستند؟پیاده روی تنها اصلا لذتی ندارد و یا نسبت به پیاده روی دسته جمعی لذت کمتری دارد؟اصلا آیا تا به حال تنها پیاده روی کرده است؟ و بعد دیگران او را قضاوت کرده اند که ببینید چه آدم بی کس و تنهاییست که تنها پیاده روی میکند؟ دلایلیش برای اینکه میگوید تنها لذت بخش نیست چیست؟

1- تکنیک ثبت افکار:

در این روش ار درمان افسردگی بدون دارو فرد زمانی که دچار حادثه ای غمگین میشود آن را در جدول زیر یادداشت میکندو افکار اوتوماتیکش را پیدا میکند. ما مطئن هستیم که زمانی که فردی احساس غم میکند یقیننا فکری نادرست در ذهن دارد که علت غم او میباشد.

پس سعی کنید افکارتان را پیدا کنید و بر روی کاغذ بنویسیدسپس افکار نادرست خودتان را که بصورت اتوماتیک و بدون بررسی درستو غلط بودنشان در لحظه اول بذهنتان میرسد و به آن باور دارید را بنویسید.جالا بررسی کنید این فکر ناشی از کدام خطای شناختی در ذهن شماست؟فکر دست و منطقیتان رابنویسید که البته پذیرش این فکر یقیننا برای شما راحت نخواهد بود. چرا که اگر به آن اعتماد داشتید دچار خطای شناختی نمیشدید. پس تصور کنید دیگران این موضوع را چطور درک میکنند؟ آیا من همه پارامترها را درنظر گرفته ام؟ آیا دلیلی برای اثبات باورم دارم؟

در این مرحله لازم است تا شما مقاله خطاهای شناختی را مطالعه کنید تا بتوانید انواع باورهای غلطتان را شناسایی کنید.جدول را مانند نمونه ذیل کامل کنید.

2- تکنیک مقابله با افکار اتوماتیک انتقاد از خود:

ویژگی افراد افسرده، انتقاد و سرزنش خود است. آنها دائما ظاهر فیزیکی، رفتار، گفتار و ویژگی های خود را مورد سرزنش قرار میدهند و به این ترتیب عزت نفسشان را بیهوده لگد مال میکنند.فرد افسرده معمولا در دوران کودکی مورد سرزنش اطرافیان واقع شده و یا آن عشق نامشروط را از سمت والدین دریافت نکرده است و این سبب احساس بی ارزشی در وی شده. متاسفانه این عشق مشروطی که اکثر ما در دوران کودکی تجربه کرده ایم باعث میشود کمتر انسانی را ببینیم که درباره خود و یا دیگران قضاوت نکند.به همین دلیل به جای آنکه با عشق و محبت به خود و دیگران عشق بورزیم و تعامل کنیم ، تنها درشرایط خاص با اما و اگر ها و شروط بسیار دیگران و یا حتی خود را ارزشمند و دوست داشتنی میدانیم. به همین دلیل در فضایی زندگی میکنیم که همه افراد از هم انتقاد میکنند و پیغام تو خوب نیستی به هم میدهند و ارزش ذاتی انسانیت را فراموش میکنند.

با این تفاسیر تنها خودمان هستیم که میتوانیم خودمان را از یاد ببریم و بی ارزش کنیم این ما هستیم که تصمیم میگیریم این پیام ها را بپذیریم و یا فارغ از تمام آنها خود را ارزشمند بدانیم.آنچه باعث این میشود که در برابر دیگران تسلیم شویم اینست که به خود سرزنشگری و عدم باورها و نقاط مثبت خود دچار هستیم.فراموش میکنیم که چقدر ارزشمند و غنی خلق شده ایم و پروردگار چه عنایاتی بما روا داشته است.فراموش میکنیم که چقدر بی همتاییم و در جهان هیچ مثل و مانندی نداریم. تنها در شرایطی که به ارزش واقعی خود واقف باشیم، دیگران را بدون شرط دوست بداریم به هرچیز بی ارز قانع نشده و نمی آلاییم.آنوقت خودمان را و دیگران را لایق عشق و محبت میدانیم چرا که باور داریم هرانسانی درون خود گوهری دارد که باید کشف شود.وقتی خودتان را سرزنش میکنید و یا کسی شما را مورد انتقاد قرار میدهد افکار منفی در ذهن شما رخنه میکنند که باعث غم و یا خشم شما میشوند. با کمک جدول ذیل میتوانید با تعدادی از جملهای مثبت در برابر این رویداد ها آشنا شوید.

درمان افسردگی با کنترل افکار

3- تکنیک تاکید بر ویژگی های مثبت درونی:

در مرحله ای دیگر از روش درمان افسردگی بدون دارو میتوان راهی دیگر برای رویاروی اتوماتیک با افکار منفی اتخاذ کرد. تاکید بر ویژگی های مثبت. در این روش شخص سعی میکند ویژگی های مثبت خود را به یاد آورد آنها را برررسی کند و پس ازاینکه از رویاروی با آنها احساس پری و هیجان کرد آنهارا روی کاغذ بنویسد بطوری که همیشه همراهش باشد.البته این تمرین در ابتدا ساده نخواهد بود چرا که چون پیش ازاین فرد همیشه خود را سرزنش میکرده است و ذهن او به مفی بافی علیه خودش عادت کرده یقیننا باکمی سختی میتواند دنبال نقاط قوت بگردد.هرچیز حتی به ظار کوچکی مانند احوال پرسی گرم با همسایه، کمک به دوستان، مطالعه یک بخش از کتاب و یا هرچیزی که امکان دارد در طول روز اتفاق بیفتد را به کاغذی که در جیبتان گذاشته اید اضافه کنید.

4- تکنیک شناسایی بایدها :

در بسیار از مواقع علت غم و اندوه فرد پابر جا ماندن بر اعتقاد و بایدها و نباید هاییست که خودش برای خودش درست کرده و هیچ گاه اعتبار و صحت وسقم آنها را مورد بررسی قرارنداده است.این باید ها اگر ازنوع غیر منطقیشان باشند در نهایت باعث میشوند فرد خود را یک شخص شکست خورده مغلوب ببیند.چند نمونه از این باید ها را برای شما مثال میزنیم:

  • هیچکس نباید از من دلخور باشد. (اگر کسی از دست من ناراحت شود یعنی من نمیتوانم محبتشان را جلب کنم و در صورت کسی من را دوست نخواهد داشت و بنابراین من دوست داشتنی نیستم)

  • بااید من را درک کنند( اگر نمیکنند معنایش اینست که بمن بی توجه هست ودرنتیجه من را دوست ندارد پس من دوست نداشتنی هستم)

  • کارم باید سریعتر به نتیجه برسد( اگر نرسد یعنی ناتوان و البته یک شکست خورده هستم)

  • نباید اشتلاه کنم(در اینصورت ناتون و شکست خورده هستم)

  • وقتی با دیگران رفتار خوبی دارم آنها هم باید بامن خوش رفتار باشند(اگر نباشند یعنی من را لایق احترام ندانستند)

  • مردم بایستی با من  مودبانه و با احترام صحبت کنند(اگر نکردند یعنی من بی ارزش هستم)

  • برای خوشحال بودن باید با فردی در ارتباط باشم (اگر نباشم یعنی کسی من را دوست ندارد در واقع حتما ویژگی های مثبتی ندارم تا موجب دوست داشته شدن شوم)

  • کسی نباید درخواستم را رد کند (اگر رد کنند پس حتما برایشان ارزشی نداشتم در نتیجه من بی ارزشم)

  • نباید زیاد بخوابم( من زیاد میخوابم، پس تنبلم. فرد تنبل هم ادم بی ارزشی است بنابراین من هم بی ارزش هستم)

  • حتما باید کادوام گرانقیمت باشد(اگر نبرم با خودشان فکر میکنند من فقیر هستم.انسان فقیر در نظر دیگران بی ارزش است پس من بی ارزش هستم.)

نمونه های بالا همه مثال هایی هستند که شخص را دچار غم، خشم و ناراحتی میکنند.فرد میخواهد که دنیا،دیگران و اطرافیان همه مطابق میل اون و باید هایش عمل کنند. در حالیکه دنیا قوائد و بازی های خودش را دارد و به ما گوش نمیدهد. شخصی که با زیگ زاگ رفتن ماشین جلویی عصبانی میشود، یا باور دارد که دیگران حق ندارد مزاحم مسیر او بشوند و یا باور دارد دیگران باید بدانند و درک کنند که او عجله دارد.یا اینکه باور دارد اگر من همه قوانین را رعایت میکنم بقیه هم باید رعایت کنند.

برای اینکه بتوانید این باید های آزار دهنده را کنترل کنید باید آنها را در خودتان شناسایی کنید.برای مثال شما میخواهید که همسرتان را برای تمام لحظات شاد نگاه دارید.بررسی کنید این باید از کجا آمده است؟ چه کسی این حرف را زده یا کجا مکتوب شده است؟ مضرات و فواید این باور چه چیزهای هستند؟آیا ممکن است که من بتوانم همیشه و در همه جا همسرم را شاد نگاه دارم؟

بعد از آن بررسی کنید که این باور شما چه معنایی برای شما دارد؟ (همنطور که در پرانتز نمونه ها قید شد) به طور مثال با خودتان بگوئید بر فرض ک من نتوانم کادوی گرانقیمتی تهیه کنم این برای من به چه معناست؟

بعد از انجام این تمرین شما به افکار زیرین وبنیادی تری از خودتان دست پیدا میکنید.درواقع آن دسته از احساساتی که در همه جا مایع دردسر و احساسات بدتان هستند.آگاهی و تسلط بر این افکار، به شما توان مقابله و رویاروی با آنها را میدهد.

نتیجه گیری:

در این مقاله سعی کردیم روش های موثر و کارآمد برای درمان افسردگی بدون دارو را خدمتتان عرض کنیم. این روش ها در طی آزمون خطا های بسیار کارایی خود را به اثبات رسانده اند. برای مثال براساس تحقیقات دی رابیس و همکاراانش، شناخت درمانی و دارو درمانی هردو به یک اندازه برای درمان افسردگی شدید موثر واقع میشوند.

مزیت ویژه شناخت درمانی نسبت به داروهای ضد افسردگی آن است که کمتر عود میکند تقریبا به نسبت نصف. میزان متوسط خطر عود پس از شناخت درمانی 25 درصد است ( براساس پیگیری و تحقیقات یک تا دوساله) درحالی که همین خطر بعد از مصرف دارو در حدود 60 درصد است.

بنابراین با آگاه‌سازی بیشتر افراد به‌جهت بکارگیری روش‌های درمان افسردگی بدون دارو می‌توان آنها را در برابر عوارض جانبی دارو و عود مجدد حفظ کرد. البته لازم به‌ذکر است که در مواقعی همراه شدن این روش‌ها با دارو درمانی به‌جهت بهبود ضروری است.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اشتراک گذاری